سفارش تبلیغ
صبا

وب سایت شخصی جعفر لک زائی

نظر

ما آدما، آدمای جالبی هستیم. هیچوقت دوست نداریم از لحظه استفاده کنیم و علاقه داریم با هر چیز قشنگی عکس یادگاری بگیریم و بعد ها از دیدن اون عکس ها لذت ببریم.

18 ام مهرماه 96 بود:

خونه بابام خواب بودم که خواب دیدم در یک جلسه ای هستیم که رهبر معظم انقلاب حضرت آیت الله العظمی امام خامنه ای در لباس همیشگی روحانیتشون در حال سخنرانی هستند.

اومدم یه لحظه بیرون برای تنفس؛ با یه فردی که برام غریبه بود در حال تحلیل و مطالبات خاصه سخنان رهبر معظم انقلاب بودیم که یه فردی رو در لباس رزم در کنار پنجره دیدیم.

اومدم در کنارشون ایستادم دیدم مقام معظم رهبری هستن که در لباس رزم هستن.

گفتند چی کار می کنید؟

گفتم داشتیم در مورد صحبتای حضرتعالی در داخل جلسه باهاشون حرف میزدم، یکهو حواسم جمع شد و دیدم فقط من کنار ایشون قرار دارم، خیلی خوشحال شدم.

چون در لباس رزم بودن به درجه نظامی صداشون کردم و گفتم سردار اجازه میدین با هم عکس بگیریم و وقتی گفتند باشه خوشحالتر شدم.

بعد دنبال کسی بودم که بیاد از این لحظه مهم از ما عکس بگیره...یکهو دیدم ایشون مخالفت کردند و گفتند الان که نه باشه بعد؛ دیگه منم گفتم باشه چشم و بعد باز به داخل جلسه رفتیم.

تکمله:ما سربازها باید ناراحت باشیم وقتی فرمانده مون در لباس رزم به میدون بیاد چون یعنی کمکاری کردیم.


نظر

چه قبول کنید و چه قبول نکنید، بسیاری از مدیران به طور رسمی آموزش مدیریت ندیده اند و برای انها مدیریت تنها به دیده ها و شنیده های شان ختم می شود.

مدیر که می شوید حقوق تان بالا می رود اما مشکلات و بحران های فراوانی به سمت شما سرازیر می شود که شما باید آنها را حل کنید. بنابراین ضروری است که آموزش ببینید و مدام یاد بگیرید.
البته این نوع انتصابات در اغلب کشورهای دنیا مرسوم است با این تفاوت که به آموزش فرد در بحث مدیریت اهمیت ویژه ای می دهند. ولی در ایران اکثر افراد خودشان را مدیر می دانند که سلیقه ای و به صورت سعی و خطا دست به اقدامات بسیاری می زنند و نتایج آنها مشکلات بسیاری بوجود می آورد. اما شما اینطور نباشید

بپذیرید که باید مدیریت صحیح و علمی را بیاموزید. بپذیرید که باید از افراد موفق تر و توانمندتر بیاموزید، بنابراین یک یا چند الگوی خوب برای خودتان انتخاب کنید و از آنها بیاموزید.

بیاموزید تا هر روز موفق تر عمل کنید. و این اولین قدم برای مدیر شدن است.


نظر

بی سوادی دوگونه است: بی سوادی سیاه و بی سوادی سفید
بی سوادی سیاه:
شکلی از بی سوادی است که در نخستین نگاه ، دیده می شود. اینکه چه کسی نمی‌تواند اسم خود را روی برگه‌ی کاغذ بنویسد یا تابلوی یک خیابان را بخواند ، ارزان‌ ترین نوع بی سوادی است، که می‌توان با آن مبارزه کرد.
اما موضوع هراسناک در جوامع
بی سوادی سفید است:

کسانی که در ظاهر توانایی خواندن و نوشتن دارند ، هر روز در فضای حقیقی و مجازی ، می‌نویسند و حرف می‌زنند...
کسانی که انبوهی از مدارک آموزشی و درجات و گواهینامه‌ها را در کیف خود جابجا می کنند اما هنوز در ساده‌ترین تعامل ها و ارتباط‌ ها و خوانش و نگارش کلمات دچار چالش ‌های جدی هستند و ذهنشان از موهومات و شبه علم پر است...
این شکل از بی سوادی "بی سوادی سفید" است چرا که در نگاه اول، دیده نمی‌شود.این بی سوادی به سادگی قابل سنجش نیست و در آمارها ثبت نمی‌شود.این نوع بی سوادی ، وقتی با انواع مدارک رنگارنگ دانشگاهی، تایید و تقویت شود، ندانستن مرکب را باعث می‌شود.حالا فرد به ابزارهایی جدید برای تقویت بی سوادی خود و دفاع از باورهای نادرست خود مجهز گشته است و متاسفانه درد امروز جامعه ما از نوع بیسوادی سفید است...

یک نکته دیگه هم لازمه یادآوری کنم که فردی مدرک می گیره و با مدرک گرفتن به مطالعه اش پایان میده و یا کمتر دانسته های علمی و عمومیشو به روز میکنه که در کمال ناباوری باید بگم این چنین فردی با یک فرد بی سواد در بلندمدت هیچ فرقی نداره.


نظر

طبق بخشی از اصل 43 قانون اساسی ایران، برنامه اقتصادی کشور و شکل، محتوا و ساعات کار چنان باید تنظیم شود که هر فردی علاوه بر تلاش شغلی، فرصت کافی برای خودسازی معنوی و سیاسی و اجتماعی و افزایش مهارت را داشته باشد.


نظر

در بزرگراه زندگی،*راهت*راحت نخواهد بود .

هر چاله ای،*چاره ای*به تو خواهد آموخت.

تنها راه به وجود آوردن تغییرات مستمر در زندگی، داشتن یک هدف درازمدت است.

برای جلوگیری از پسرفت،*پس*باید رفت.

لذا خوب بودن خود را منوط به خوب بودن دیگران نکنیم و همچنین بد بودن خود را به علت بد بودن دیگران توجیه نکنیم.ما آیینه نیستیم؛انسانیم.

آیا خاطرمان هست که...شکر نعمت،*نعمتت*افزون کند.

و اما این نکته رو همیشه به خاطر بسپرید که *در صورتی می توانید وجهه خود را حفظ کنید و قوی و قدرتمند ظاهر شوید که احساسات منفی دیگران را با رفتار منفی جواب ندهید.


نظر

برای بهره وری در سازمان، ابتدا باید آن را شناخت.

بهره وری عمل به فرهنگ های ایجادشده مطلوب سازمانی است.

کارمندان یک سازمان باید علاقه مند به بهبود بهره وری باشند و آن را دوست داشته باشند چرا که بهره وری در اندیشه حاصل می شود.

بهره وری باید با عواطف و احساسات کارمندان عجین شود؛ چرا که ارتباط عاطفی با بهره وری به این دلیل است که به حسن نیت منجر می شود و این موضوع باعث تلاش بیشتر کارمندان می شود؛ لذا استقرار دائم چرخه بهبود بهره وری بدون عاطفی کردن آن، در سازمان موقتی و مقطعی خواهد بود.


نظر

در روزهای ابتدایی ورود به مقطع تحصیلی دبستان و آغاز راه پر فراز و نشیب تحصیل باهدف توسعه فردی در راستای نیل به نخبگی و از گروه مثمرثمر قرار گرفته در اجتماع و کمک به رشد، پیشرفت و توسعه کشور در جهت رسیدن به قله های سعادت و با این انگیزه؛در ده سال اول زندگی پاسخ این سؤال در اکثریت کودکان علم است .

اما با گذر زمان و عبور زودگذر از مقطع تحصیلی دبستان و کمک شایان دبیران در مهد کودک و دبستان و حضور نیمی از اوقات روزانه کودکان در منزل دوم خویش و ارتباط با هم سن و سالان و جهش به ده سال دوم زندگی و آشنایی فرد با مشکلات بوجود آمده گذشته و احتمالی آینده و نیاز فرد به دیگر ابعادی که در نظریه جناب مازلو بیان شده است پاسخ به این سوال با تغییر 180 درجه به ثروت می رسد.

در طول ده سال دوم زندگی که با شدیدترین احساسات و عواطف همراه است فرد با تک تک مشکلات زندگی دست و پنجه نرم خواهد کرد و با نحوه پاسخ و رفع آنها و البته با مشاوره بزرگان، خانواده و دوستان آشنا می شود و گاها به عنوان مسئول اجرایی در برخورد اولیه با این سری مشکلات تدابیر صحیح و در خور شأنی اتخاذ خواهد کرد.

در طول این مدت نیز هر فرد نوجوانی برای ورود به عرصه ای جدید و تشکیل خانواده و سر و سامان دادن به زندگی، در پی یادگیری فعالیتی که توان آن را دارد و علاوه بر کمک به اقتصاد کشور به دنبال رفع نیازهای اقتصادی خود و خانواده و ذی نفعان خواهد بود بر می آید.

دوره سخت و دشوار و پرتلاطم ده ساله دوم با شادی ها و غم های خود به پایان می رسد.

در آغاز ده ساله سوم زندگی و ورود به دوران جوانی و گذر از مقاطع تحصیلی و کسب مدرک دیپلم و پیش دانشگاهی و گاها ورود قشر عظیمی از مردم به دوره تحصیلات عالی دانشگاهی در کاردانی و کارشناسی و ادامه آن در مقاطع تحصیلی کارشناسی ارشد و دکترا و البته گذر از دوران خدمت وظیفه عمومی و با چشم انداز آتی فرد در پی تشکیل خانواده و ورود به عرصه اداری کشور پاسخ به این سوال نیز با چرخش مجدد 180 درجه نیز به علم و ثروت توأم با هم تغییر خواهد کرد.

البته نکته مهمتر از همه این است که ما به عنوان مسلمان و اعتقاد راسخ به مذهب تشیع اثنی عشری باید در زندگی خود از سبک زندگی ائمه و امامان استفاده کنیم.

با توجه به کمی زمان و جا تلاش در تکمیل این یادداشت در آینده نزدیک ادامه خواهد داشت و از کنار خیلی از آنها با صرف دانستن گذشتم لذا از صاحب نظران پیشاپیش عذرخواهی می کنم.

امام علی علیه السلام در پاسخ به این سؤال ضمن شمارش دلایل بی شماری که علم را بهتر از ثروت می دانند؛ می فرمایند : علم بهتر است، چون علم ما را حفظ می کند اما ثروت را ما باید حفظ کنیم و لذا به همین نکته بسنده می نمایم.

در روایات داریم کار مؤمن سخت است چون هم باید به کار دنیوی خویش و هم به امور اخروی خویش هر دو برسد.

به طور کلی وقتی آدم دامنه زمانی بیشتری از اوقات فراغت را صرف مطالعه کتب ملزوم می نماید و فکر می کند؛ ذهن او باز می شود و البته از همه مهمتر word power یا دامنه لغات وی گسترش پیدا می کند و برای ایجاد یک محیط مناسب و ساختن آینده ای مملو از امید و ترمیم فرهنگ اصیل این دوران برای خود،خانواده و ملت شریف ایران و بهبود هر چه بیشتر شرایط در حال و آینده گام بلندی را بر خواهد داشت.

فرصت را غنیمت شمرده و به بیان خاطره ای از پدرم سردار سرتیپ پاسدار شهید حاج حبیب لک زائی (رحمت الله علیه) که اینجانب، آن را وصیتی از وصایای ایشان می دانم می پردازم:

در اواخر عمر این بزرگوار، ایشان به من فرمودند: (آقای جعفر؛ تا جوان هستی مطالعه کن و مطالعه ات به گونه ای باشد که در مورد آن مطلب که مطالعه می کنید صاحب نظر باشید)

بزرگترین نعمتی که من داشتم این بود که در تمامی عمر تا پایان توقف ایستگاه دنیایی ایشان در معیت این بزرگوار و در دوران تجرد خویش بودم که از محضر ایشان تا جایی که امکان داشت و زمان اجازه می داد استفاده نمودم و توانستم به عنوان الگویی بارز در مسیر پرفراز و نشیب زندگی بهره مکفی را برده و لذا علاوه بر فرزندی در زمره یکی از مریدان ایشان قرار بگیرم.

البته یادآوری این نکته نیز خالی از لطف نیست که هر فردی در گذر ایام عمر خویش و چه بهتر، از اوان کودکی دارای الگویی باشد که بتواند مسیر زندگی را با اعتماد به نفس بیشتری طی کند.

در ادامه مباحث اخیر نکاتی رو هر چند کوچک از این بزرگوار که خود در مسند مدیران مؤفق کشور جای داشتند جهت یادآوری به این قشر فرهیخته که تلاششان رساندن ملت سلحشور ایران به قله های سعادت و پیشرفت است بیان می کنم :

بکارگیری افراد مستعد و بالقوه در واحدهای کلیدی سازمان ها و ادارات از نبوغ ذهنی مدیران نشأت می گیرد و آنان را برای نیل و پیشبرد اهداف جزئی و عالی سازمان یاری می دهد.

در هر دولت و حکومتی و بدنه آن، مشاوران دلسوز می توانند کمک شایانی در اجرای بهتر امور به مدیران کرده و نقش بارزی داشته باشند.

البته مدیران باید توجه کنند که در امورات کاری بر انسان های کسل تکیه نکنند و از افراد کاهل و ناتوان کمک نخواهند و از انسان های عاصبه طلب مشورت نکنند.

مدیران باید به افراد جوانی که دارای فکر قوی هستند تمایل نشان داده و از استعدادها و توانمندی های آنان و البته شکوفایی آن استفاده نمایند.

و نکته آخر که از همه مهمتر است این است که کسی که بدون کفایت بالا برود بدون جنایت پایین نمی آید.

و نهایتا آرزوی ما طول عمر با عزت و برکت برای رهبر مستدام انقلاب کبیر جمهوری اسلامی ایران، حضرت آیت الله العظمی امام خامنه ای(مدظله العالی) است.

امید است تک تک خدمتگذاران صدیق نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران بتوانند رهبر معظم انقلاب را در راستای برقراری عدالت در جامعه که آرزوی هر جوان ایرانی است و نفوذ نان حلال در خانواده های ایرانی و در نتیجه برگه زرین دیگری بر دفتر ابدیت خویش کمک شایانی نمایند.

جعفر لک زائی


نظر

کرامت انسانی مقدم بر دین است  .

با تمام احترامی که برای نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران تحت لوای مقام معظم رهبری و سیستم اداری ایران قائلم قصد بیان مسئله ای رو من باب یادآوری دارم که به صورت خوره از درون در حال تخریب قشر زحمت کش جامعه است و ...

هوچیگری چیست؟

یعنی دسته ای از افراد یک گروه در یک زمان، مقرضانه دروغی رو بیان می کنند که مبهم و گنگ است در حالی که آن را باور کرده و آن را بر اثر تکرار زیاد به یک اندیشه باورکردنی ملکه ذهنشان می کنند و بصورت مستمر به بیان آن بصورت روزانه می پردازند که البته در این میان، خیلی از افراد کوته فکر، آن را خرد جمعی می نامند که دچار دو اشتباه اثر پروانه ای و هاله ای گردیده اند که ما آن را به جد رد کرده و آن را دور از خرد و اندیشه انسانی می دانیم.

لذا به تک تک آن افراد هوچی گویند و بطور کلی این افراد خیل عظیمی از جامعه ما را تشکیل می دهند؛ در نتیجه راه اثبات حق در چنین شرایطی سخت است و به صورت خیلی شفاف می توان گفت شرایط بسیار خطرناکی را در جامعه ایجاد می کنند؛ چرا که ما در این حوزه دچار فقر قانونی هستیم.

موضوع اخیر، پدیده ای زشت و مضر برای قشر فرهیخته ایران بوده و به هیچ عنوان کار پسندیده ای نیست.

در این قضیه خیلی از شخصیت های نمادین و دروغین در ادارات جایگاه ویژه پیدا کرده و شخصیت های کاریزماتیک به سادگی تخریب شده و به فراموشی سپرده می شوند.

ذکر این نکته خالی از لطف نیست که احساس مردم بازیچه نیست و شما هیچ کسی را هم نمی توانید پیدا کنید که نسبت به آینده و حق خود بی تفاوت باشد.

البته نباید دنبال هوچی گری باشیم؛ باید دنبال نقد باشیم چرا که همه می دانیم نقد دلسوزانه به نفع تک تک سلول های کشور است؛ چرا که وظیفه از رفاقت مهمتر است.

علی ای حال به قول معروف، ماه پشت ابر نمی مونه و بی شک این چنین افراد با تفکرات شومی که در سر می پرورانند با گذر زمان در مقابل مردم فهیم، رسوا خواهند گردید.

در روایات یک دسته از افرادی که خداوند متعال، آنان را عذاب می کند کسانی هستند که می دانند ولی با هر قصد و قرضی سکوت می کنند و لذا حق به فراموشی سپرده می شود.

و در نهایت باید گفت: هر چه بگندد نمکش می زنند وای به روزی که بگندد نمک.

چقدر خوبه مثل سابق کارمندان دولت یک ارج و قرب شخصیت ویژه ای داشته باشند و خواسته من از مسئولین و مدیران این است که نگذارند فضای ادارات به سمت هوچی گری سیاسی نیل پیدا کند و و از اشاعه این حرکت خزنده و مرموز پیشگیری کنند.

و اما خطاب من به متضرران این سناریو این است که همواره به خاطر داشته باشند تواضع و متانت و به کار بردن الفاظ مؤدبانه نه تنها از اقندار آنها نمی کاهد بلکه بر شکوه آنها هم می افزاید.

جعفر لک زائی